چهارنوازيِ زهيِ ايراني (چهارگان)



پيشينه
بر اساس آثار منتشر شده مي توان گفت سابقه ي همنوازيِ سازهاي زهي- كمانه اي (از نوع ايرانيِ آن) در موسيقيِ ايراني چندان طولاني نيست. تقريباً از دهه ي شصت، استفاده از تركيب هاي دو يا سه كمانچه (و شايد به همراه قيچك) در كنار ديگر سازهاي ايراني در آثار آهنگسازان مختلف معمول شده است. اردشير كامكار نيز اولين آهنگساز- نوازنده اي است كه براي تركيب سازهاي زهي– كمانه اي بدون استفاده از سازهاي مضرابي و به طور مستقل آثاري قابل توجه اجرا و منتشر كرده است.

چهارگانِ زهيِ ايراني چيست؟
چهارنوازيِ زهيِ ايراني (چهارگان) مشخصاً متشكل از دو كمانچه، يك قيچك آلتو و يك قيچك بم است. اين تركيب از سازها را در بسياري از جهات نمي توان تركيب جديدي به حساب آورد چرا كه مشابهِ نمونه ي غربيِ خود "كوارتت زهي (دو ويلن، يك ويولاو يك ويلنسل)؛ به عنوان يكي از تركيب- گونه هاي اصلي و شاخص در موسيقيِ پنج قرنِ اخير موسيقيِ غربي"است. اما با اين همه نيز نمي توان منكر برخي ويژگي هاي تازه و خاص در اين همنشينيِ سازها (از نوعِ ايرانيِ آن) شد و بايد آن را از برخي جهات تركيبي بديع در موسيقيِ ايراني قلمداد كرد.

ويژگي ها و قابليت هاي صوتي و اجرايي
شايد تا زماني كه بررسيِ شيوه ها (سبك ها) ي كمانچه نوازي در موسيقيِ كلاسيكِ ايراني (و حتي احتمالاً تفكيكات و يا تركيبات آن ها با يكديگر) و به دنبال آن موضوعِ ساز و ساختمان آن (كه در حال حاضر - دستِ كم به لحاظ كيفيت صدا- داراي تنوعِ قابل ملاحظه اي است) و ساير مسائل مرتبط با آن به نتايج روشن و معلومي نرسد نتوان براي توصيف و توضيحِ ويژگي هاي صوتي و حالت هاي اجراييِ معمول (يا احتمالاً متداول) در كمانچه به طبقه بندي و به نوعي اجماعي كامل، قابل قبول و موجه نزد تمام سليقه هاي نوازندگي و ذائقه هاي موسيقاييِ ايراني دست يافت. همين وضعيت با محدوديت بسيار بيشتري در مورد قيچك و قيچك بم نيز صادق است. چرا كه هر دو، سازهايي بسيار جوان در موسيقيِ امروز ايران به شمار مي روند؛ هم به لحاظ نداشتن كارگان تخصصيِ خود(رپرتوآر) و هم به لحاظ فقدان سنتِ نوازندگي و آموزش آن. پر واضح است كه چهارگان زهيِ ايراني نيز با همين شرايط معلوم و فقدان تجربه هاي شاخص مسبوق در آهنگسازي و يا اجدر مجال اين مختصر نيست. با اين همه، در اين جا به صورت فهرست وار بخشي از بديهياتِ موجود در اين سازها را از نظر مي گذراني
در سنتِ نوازندگيِ كمانچه نيز همانند برخي ديگر از سازهاي ايراني از چند كوكِ متداول و مشخص براي اجرا در دستگاه ها و مايه هاي مختلف استفاده مي شود. به عبارت ديگر مطابق آنچه در نوازندگيِ كمانچه در موسيقيِ ايراني متداول است معمولاً نوازندگان در انتخاب كوك به روشي سنتي، متناسب با خصوصيات مدال و تنال قطعه ي موردِ اجرا عمل مي كنند. در مورد قيچك و قيچك بم نيز همان نسبت فواصل مورد استفاده در كوك كمانچه، البته با توجه به برخي ويژگي هاي اين سازها و تغييرات مقتضي تسري يافته است. در اين جا كوك هايي كه بيشترين مورد استفاده را دارند به ترتيب آورده شده اند.




























































وسعت صوتي

با تو جه به كوك هاي پيش گفته (كه در آن بم ترين نت هاي قابل حصول مشخص است) زيرترين نت هايي كه احتمالاً به راحتي قابل حصول هستند از اين قرارند: (توضيح آن كه استفاده از پوزيسيون هاي پايين تر يا زيرتر در كمانچه و قيچك به طور بالقوه امكان پذير است. بنابراين با در نظر داشتن شرايط خاص اين سازها و فرهنگ نوازندگي شان همواره امكان حصول اين نت ها يا حتي نت هاي زيرتر از اين ها وابسته به عوامل ديگري نيز خواهد بود.)


كيفيت صدا روي سيم هاي مختلف

صدادهيِ سيم هاي مختلف در كمانچه، قيچك و قيچك بم شرايط و ويژگي هاي خاص و متعدد خود را دارند كه اينجا صِرفاً به ارائه ي نمونه هايي صوتي از انگشت گذاري در پوزيسيون اول اين سازها اكتفا مي كنيم. با فرضِ مبنا قرار دادنِ متداول ترين كوكِ مورد استفاده در كمانچه (كوك اول در اين سازها) صدادهيِ سيم هاي كمانچه به قرار زير است:
























صدادهيِ سيم هاي قيچك به قرار زير است:




















صدادهيِ سيم هاي قيچك بم به قرار زير است:




















تكنيك هاي اجرايي

تمام تكنيك هاي اجراييِ معمول در موسيقيِ ايراني اعم از تكنيك هاي دست راست و دست چپ كه در كمانچه و قيچك قابل اجراست به طور طبيعي در تركيب هايي مختلف براي چهارگان نيز با كيفيت هاي مختلف قابل حصول است. همچنين بسياري از ويژگي ها و قابليت هاي صوتي و تكنيك هاي اجراييِ كوارتت غربي نيز مي تواند براي "چهارگانِ زهيِ ايراني" نيز قابل تعميم باشد؛ با توجه به اين نكته ي مهم كه صداي حاصله و كيفيت آن (فارغ از مقايسه ي تفضيليِ آن ها) مسلماً با نوع غربيِ آن متفاوت است و ويژگي هاي خاص خود را دارد.


«كمانچه در تعداد زيادي از رسالات و نسخ خطيِ فارسيِ موسيقي چه متقدمين و چه متاخرين نام برده شده است. با توجه به اين كه عنوان كمانچه در مجمل الحكمه (ترجمه ي فارسي اجمالي/ اخوان الصفا مربوط به قرن چهارم ه.ق/10 م) و نيز اشجار و اثمار (تاليف 686 ه.ق/ 1288 م) از علاء الدين عليشاه بن محمد بن قاسم الخوارزمي البخاري آمده است، اين ساز قدمت زيادي دارد.» (محمدتقي مسعوديه-سازهاي ايران) «ابن فقیه نخستین کسی است که در اوایل سده سوم هجری در اثار خود از کلمه و ساز کمانچه نام می برد و می گوید این ساز در نواحی مصر و سند مورد استفاده بسیار بوده است .» (مهدی فروغ – مجله موسیقی شماره 9- اردیبهشت 1336) «اما کمانچه و آن از آلات مجروره است وبعضی کاسه ي آن را از پوست جوز هندی سازند و بر آن موي كشند و بعضی کاسه ي آن را از چوب تراشند و بر آن از ابریشم بندند و البته بر روی آن پوستی کشند که آن پوست دل گاو باشد و آن را با کمانه در عمل آورند .» (عبدالقادر بن غيبي الحافظ المراغي- مقاصدالالحان) به هر حال، اقوال مختلفي از پيشينه ي كمانچه وجود دارد، به طوري كه مسعوديه در كتاب "سازهاي ايران" مي نويسد: «در رساله ي موسيقي از حاجي حسين ظهيري اصفهاني و اسرار چهارم سيوم در دانش فن موسيقي قيچك و كمانچه ساز واحدي به شمار آمده است.» البته در نوشته هاي معاصرين نيز به نوعي مشابهِ چنين مطالبي يافت مي شود؛روح اله خالقی در جلد اول "سرگذشت موسیقی ایران"، کمانچه را تکامل یافته¬ی رباب می¬نامد: «ساز اخیر (رباب) که اول دو سیم داشته و بعدها یک سیم دیگر به آن اضافه شده و با کمانه به صدا درآمده و همان است که ما امروز کمانچه می گوییم.» و در همین جا اضافه می¬کند:« از دوره¬ی صفویه به بعد کمانچه یکی از ارکان موسیقی ایران به شمار آمده است.»ساسان سپنتا درکتاب "چشم انداز موسیقی ایران " نام کمانچه را درکنار سازهای دیگر، ازقبیل عود، تنبور، چنگ ، قانون ، نی ، طبل و ... آورده است که در نقاشیهای قدیمی ایرانی آمده¬اند. وی در جایی دیگر می¬نویسد : «سابقه ي کمانچه به دوران باستان می¬رسد. در تابلوی نقاشی تالار چهل ستون اصفهان که از دوره¬ی صفویه بجای مانده است، یکی از نوازندگان هنگام نواختن این ساز مشاهده می¬شود. کمانچه درقدیم سه سیم داشته است و پس از ورود ویولن به ایران از اروپا که در دوره مظفر الدین شاه اتفاق افتاد سیم چهارمی به آن افزوده اند.» «كمانچه در تعداد زيادي از رسالات و نسخ خطيِ فارسيِ موسيقي چه متقدمين و چه متاخرين نام برده شده است. با توجه به اين كه عنوان كمانچه در مجمل الحكمه (ترجمه ي فارسي اجمالي/ اخوان الصفا مربوط به قرن چهارم ه.ق/10 م) و نيز اشجار و اثمار (تاليف 686 ه.ق/ 1288 م) از علاء الدين عليشاه بن محمد بن قاسم الخوارزمي البخاري آمده است، اين ساز قدمت زيادي دارد.» (محمدتقي مسعوديه-سازهاي ايران) «ابن فقیه نخستین کسی است که در اوایل سده سوم هجری در اثار خود از کلمه و ساز کمانچه نام می برد و می گوید این ساز در نواحی مصر و سند مورد استفاده بسیار بوده است .» (مهدی فروغ – مجله موسیقی شماره 9- اردیبهشت 1336) «اما کمانچه و آن از آلات مجروره است وبعضی کاسه ي آن را از پوست جوز هندی سازند و بر آن موي كشند و بعضی کاسه ي آن را از چوب تراشند و بر آن از ابریشم بندند و البته بر روی آن پوستی کشند که آن پوست دل گاو باشد و آن را با کمانه در عمل آورند .» (عبدالقادر بن غيبي الحافظ المراغي- مقاصدالالحان) به هر حال، اقوال مختلفي از پيشينه ي كمانچه وجود دارد، به طوري كه مسعوديه در كتاب "سازهاي ايران" مي نويسد: «در رساله ي موسيقي از حاجي حسين ظهيري اصفهاني و اسرار چهارم سيوم در دانش فن موسيقي قيچك و كمانچه ساز واحدي به شمار آمده است.» البته در نوشته هاي معاصرين نيز به نوعي مشابهِ چنين مطالبي يافت مي شود؛روح اله خالقی در جلد اول "سرگذشت موسیقی ایران"، کمانچه را تکامل یافته¬ی رباب می¬نامد: «ساز اخیر (رباب) که اول دو سیم داشته و بعدها یک سیم دیگر به آن اضافه شده و با کمانه به صدا درآمده و همان است که ما امروز کمانچه می گوییم.» و در همین جا اضافه می¬کند:« از دوره¬ی صفویه به بعد کمانچه یکی از ارکان موسیقی ایران به شمار آمده است.»ساسان سپنتا درکتاب "چشم انداز موسیقی ایران " نام کمانچه را درکنار سازهای دیگر، ازقبیل عود، تنبور، چنگ ، قانون ، نی ، طبل و ... آورده است که در نقاشیهای قدیمی ایرانی آمده¬اند. وی در جایی دیگر می¬نویسد : «سابقه ي کمانچه به دوران باستان می¬رسد. در تابلوی نقاشی تالار چهل ستون اصفهان که از دوره¬ی صفویه بجای مانده است، یکی از نوازندگان هنگام نواختن این ساز مشاهده می¬شود. کمانچه درقدیم سه سیم داشته است و پس از ورود ویولن به ایران از اروپا که در دوره مظفر الدین شاه اتفاق افتاد سیم چهارمی به آن افزوده اند.»