پيشينه كمانچه


«كمانچه در تعداد زيادي از رسالات و نسخ خطيِ فارسيِ موسيقي چه متقدمين و چه متاخرين نام برده شده است. با توجه به اين كه عنوان كمانچه در مجمل الحكمه (ترجمه ي فارسي اجمالي/ اخوان الصفا مربوط به قرن چهارم ه.ق/10 م) و نيز اشجار و اثمار (تاليف 686 ه.ق/ 1288 م) از علاء الدين عليشاه بن محمد بن قاسم الخوارزمي البخاري آمده است، اين ساز قدمت زيادي دارد.» (محمدتقي مسعوديه-سازهاي ايران) «ابن فقیه نخستین کسی است که در اوایل سده سوم هجری در اثار خود از کلمه و ساز کمانچه نام می برد و می گوید این ساز در نواحی مصر و سند مورد استفاده بسیار بوده است .» (مهدی فروغ – مجله موسیقی شماره 9- اردیبهشت 1336)

«اما کمانچه و آن از آلات مجروره است وبعضی کاسه ي آن را از پوست جوز هندی سازند و بر آن موي كشند و بعضی کاسه ي آن را از چوب تراشند و بر آن از ابریشم بندند و البته بر روی آن پوستی کشند که آن پوست دل گاو باشد و آن را با کمانه در عمل آورند .» (عبدالقادر بن غيبي الحافظ المراغي- مقاصدالالحان)

به هر حال، اقوال مختلفي از پيشينه ي كمانچه وجود دارد، به طوري كه مسعوديه در كتاب "سازهاي ايران" مي نويسد: «در رساله ي موسيقي از حاجي حسين ظهيري اصفهاني و اسرار چهارم سيوم در دانش فن موسيقي قيچك و كمانچه ساز واحدي به شمار آمده است.» البته در نوشته هاي معاصرين نيز به نوعي مشابهِ چنين مطالبي يافت مي شود؛روح اله خالقی در جلد اول "سرگذشت موسیقی ایران"، کمانچه را تکامل یافته¬ی رباب می¬نامد: «ساز اخیر (رباب) که اول دو سیم داشته و بعدها یک سیم دیگر به آن اضافه شده و با کمانه به صدا درآمده و همان است که ما امروز کمانچه می گوییم.» و در همین جا اضافه می¬کند:« از دوره¬ی صفویه به بعد کمانچه یکی از ارکان موسیقی ایران به شمار آمده است.»ساسان سپنتا درکتاب "چشم انداز موسیقی ایران " نام کمانچه را درکنار سازهای دیگر، ازقبیل عود، تنبور، چنگ ، قانون ، نی ، طبل و ... آورده است که در نقاشیهای قدیمی ایرانی آمده¬اند. وی در جایی دیگر می¬نویسد : «سابقه ي کمانچه به دوران باستان می¬رسد. در تابلوی نقاشی تالار چهل ستون اصفهان که از دوره¬ی صفویه بجای مانده است، یکی از نوازندگان هنگام نواختن این ساز مشاهده می¬شود. کمانچه درقدیم سه سیم داشته است و پس از ورود ویولن به ایران از اروپا که در دوره مظفر الدین شاه اتفاق افتاد سیم چهارمی به آن افزوده اند.»

سازشناسي

1- صراحی (تاج، قبه، سرِساز): صراحی به معناي "جام مي" که شکل آن بنا به ذوق و سلیقه ي سازنده طراحی و ساخته می شود، در امتداد خراطی شده يدسته، در بالاترین قسمت ساز – بالای جعبه گوشی ها – قرار گرفته است.

2- جعبه ي گوشی ها: در پایین صراحی و بالای شیطانک قرار دارد که محل قرار گرفتن گوشی های ساز است. جنس این قسمت از جنس دسته ي ساز است و اندازه و ابعاد آن بستگی به عرض و قطر دسته دارد. در دو طرف آن 8 سوراخ – در هر طرف 4 سوراخ – وجود دارد كه چهار گوشيِ ساز در آن ها قرار گرفته اند.

3- گوشی ها: چهار قطعه ي چوبی هستند به شكل استوانه هاي توپُر كه در امتداد هر يك، سَري پهن به شكل خاصي برای قرار گرفتن در دست نوازنده طراحي شده است. بخش استوانه اي شكلِ گوشي ها از یک طرف وارد جعبه ي گوشی ها شده و به طرف دیگر آن متصل شده است. هر سيم نيز به دور هر گوشي در داخل جعبه گوشی ها پیچیده شده و نوازنده كشش سيم ها را به وسيله ي گوشي ها تنظيم مي كند. جنس گوشی ها معمولاً از چوب گردو است كه البته مي تواند از هر چوب محکم دیگری نيز باشد.

4- شیطانک: قطعه ای است از جنس استخوان و يا چوبی سخت و محکم مثل شمشاد، گردو یا آبنوس که حد فاصل بین دسته و جعبه گوشیها قرار گرفته است. وترها (سیم ها) براي خروج از جعبه ي گوشي ها از روی شیارهای ظریفی كه بر روی شیطانک ايجاد شده عبور کرده، به روي دسته هدايت مي شوند.

5- دسته: دسته به صورت استوانه ای توپُر از جنس چوب گردو (يا هر چوب محکم دیگر) و به شکل مخروطی وارونه (نه چندان محسوس) خراطی شده است. در بعضی از كمانچه ها براي روی دسته (زير سيم ها) از استخوان يا چوب های محکم تزئینی مثل اناب، آبنوس، فوفل و غيره كار می شود. دسته فاقد دستان بندی است و نوازنده با دست چپ دسته ي ساز را گرفته و بر روی وترها (سيم ها) انگشت گذاری می کند. طول دسته معمولاً بین 5/29 تا 31 سانتی متر و قطر آن در بالای دسته بین 33 تا 5/33 ميلي متر و در پایینِ آن 29 تا 30 میلی متر است.

6- بیخ دسته: قطعه چوبی است که دو قسمت اصليِ ساز یعنی دسته و کاسه را به یکدیگر متصل می کند. در مورد اندازه شکلِ بیخ دسته بین سازندگان مختلف، متفاوت عمل می شود. نقش این قسمت در حفظ و تثبیت مقاومت و زاویه ي دسته نسبت به کاسه دارای اهمیت است.

7- کاسه ي طنيني: کاسه ي طنينيِ کمانچه، كُره اي شكل و توخالي است كه از کنار هم قرار دادن تَرکه های خم شده ساخته شده است. جنس، تعداد، اندازه و قطر تركه ها بسته به الگوي سازنده ي ساز متغير است كه در معمول ترين شكل آن می تواند از جنس چوب توت و بین 12 تا 14 ترکه باشد. در سطح بالاييِ كاسه، دهانه اي باز وجود دارد كه بر روي آن پوست كشيده مي شود. كمانچه هايي نيز ساخته مي شود كه كاسه ي آن ها تركه اي نيست و اصطلاحاً "يك تكه" است. در برخي از سازها نيز سطح بيرونيِ كاسه ها با قطعاتي از صدف يا استخوان تزئين مي شود.


8- پوست: پوست كه بر روی دهانه ي کاسه کشیده می شود و خرک بر روی آن قرار می گیرد از جنس پوستِ عمل آمده ي چهارپايان ازجمله بز و بره است. قبلاً از پوست دل گاو که اصطلاحآ " در دل " گفته می شود استفاده می کردند، اما امروزه عموماً از پوست " بره تو دلی " استفاده می شود. جنس، ضخامت و کشش پوست ارتباط مستقیم با صدای ساز دارد. خرک: خرک، پلی از جنس چوب است که در نیم دایره ي بالایی دهانه ي کاسه و کمی مایل یا کج با دو پايه ي كوچكِ خود بر روی پوست قرار گرفته است و سیم ها که از یک طرف به گوشی ها و از طرف دیگر به سیم گیر متصلند، بر روی آن قرار می گیرند. ابعاد و اندازه های خرك، اعم از طول، عرض و ارتفاع آن در سازهای مختلف با توجه به سایر قسمتهای آن ها متفاوت است.

9- سيم ها (وترها): كمانچه دارای چهار سيم است که به فواصل مختلفی نسبت به هم کوک می شوند؛ گاهی به فاصله های چهارم، گاهی به فاصله های پنجم و انواع نسبت های دیگری ازاین قبیل. وترهايي كه امروزه در كمانچه مورد استفاده قرار مي گيرند از جنس فلز هستند كه ابتدا و انتهای آن ها نخ پیچ شده و در انتهای آن ها شكلي "قلاب مانند" برای وصل به سیم گیر ایجاد شده است علي رغم جنس و كيفيت مطلوب ترِ سیم های ویلن نسبت به سيم هاي موجودِ كمانچه از آنجا كه اندازه ي آن ها برای کمانچه کوتاه است به طور عام مورد استفاده قرار نمی گیرند؛ اگرچه اخيراً سیم های ویلن نيز با تمهيداتي بر روی کمانچه قابل استفاده شده اند.

10- سیم گیر: در انتهای پائینی ساز در زیر کاسه و بر روی پایه، سیم گیري فلزی قرار دارد که سیم ها بوسیله قلاب های انتهایشان به آنها وصل شده اند. سیم گیرها در کمانچه های امروزی در انتهای پیچ های مکانیکی به نام " تاندون " قرار دارند که نوازنده به کمک این پیچ ها می تواند کشش سیم را در محدوده های كوچك تر (معمولاً تا یک پرده) تنظیم کند. این تاندون ها دقیقاً همان است که در ویلن وجود دارد .

11- پایه: پایه ي ساز را می توان به دو قسمت تقسیم کرد؛ قسمت درونی و قسمت بیرونی . قسمت درونی از جنس فلز ( معمولاً برنج ) در داخل کاسه قرار گرفته است که یک طرف آن به دسته فرو رفته و طرف دیگر، از پایینِ کاسه بیرون آمده و سیم گیر و تاندون ها به آن متصل اند. به طور طبيعي اين بخش از پايه قابل رويت نيست. اما بخش بیرونی پایه همان ميله ي فلزی است كه در پايين ساز ديده مي شود و به پایه ي درونی متصل است. اين پايه به وسیله ي پیچی که در پائین کاسه (بر روی پایه درونی) قرار دارد كه می تواند توسط نوازنده،کوتاه و بلند شود. اندازه ي آن نیز بین 10 تا 12 سانتیمتر است. در هنگام نواختن، ساز حول محورِ پايه مي چرخد.

12- آرشه (كمان): واژه ي آرشه با متداول شدنِ ويلن در ايران به جاي كمان يا كمانه معمول شده است. آرشه تشکیل شده از یک چوب نازک استوانه ای شکل به بلندی حدوداً 60 تا 65 سانتیمتر، موی آرشه، که از دم اسب تهیه می شود و بند آرشه كه معمولاً تسمه اي از جنس چرم است و انگشتان دست راستِ نوازنده برای تنظیم کشش موی آرشه در آن قرار مي گيرد. به منظور ايجاد صدای حاصل از کشیدن آرشه بر روی سیم ها، از صمغی بنام " کلیفن " استفاده می شود.



«كمانچه در تعداد زيادي از رسالات و نسخ خطيِ فارسيِ موسيقي چه متقدمين و چه متاخرين نام برده شده است. با توجه به اين كه عنوان كمانچه در مجمل الحكمه (ترجمه ي فارسي اجمالي/ اخوان الصفا مربوط به قرن چهارم ه.ق/10 م) و نيز اشجار و اثمار (تاليف 686 ه.ق/ 1288 م) از علاء الدين عليشاه بن محمد بن قاسم الخوارزمي البخاري آمده است، اين ساز قدمت زيادي دارد.» (محمدتقي مسعوديه-سازهاي ايران) «ابن فقیه نخستین کسی است که در اوایل سده سوم هجری در اثار خود از کلمه و ساز کمانچه نام می برد و می گوید این ساز در نواحی مصر و سند مورد استفاده بسیار بوده است .» (مهدی فروغ – مجله موسیقی شماره 9- اردیبهشت 1336) «اما کمانچه و آن از آلات مجروره است وبعضی کاسه ي آن را از پوست جوز هندی سازند و بر آن موي كشند و بعضی کاسه ي آن را از چوب تراشند و بر آن از ابریشم بندند و البته بر روی آن پوستی کشند که آن پوست دل گاو باشد و آن را با کمانه در عمل آورند .» (عبدالقادر بن غيبي الحافظ المراغي- مقاصدالالحان) به هر حال، اقوال مختلفي از پيشينه ي كمانچه وجود دارد، به طوري كه مسعوديه در كتاب "سازهاي ايران" مي نويسد: «در رساله ي موسيقي از حاجي حسين ظهيري اصفهاني و اسرار چهارم سيوم در دانش فن موسيقي قيچك و كمانچه ساز واحدي به شمار آمده است.» البته در نوشته هاي معاصرين نيز به نوعي مشابهِ چنين مطالبي يافت مي شود؛روح اله خالقی در جلد اول "سرگذشت موسیقی ایران"، کمانچه را تکامل یافته¬ی رباب می¬نامد: «ساز اخیر (رباب) که اول دو سیم داشته و بعدها یک سیم دیگر به آن اضافه شده و با کمانه به صدا درآمده و همان است که ما امروز کمانچه می گوییم.» و در همین جا اضافه می¬کند:« از دوره¬ی صفویه به بعد کمانچه یکی از ارکان موسیقی ایران به شمار آمده است.»ساسان سپنتا درکتاب "چشم انداز موسیقی ایران " نام کمانچه را درکنار سازهای دیگر، ازقبیل عود، تنبور، چنگ ، قانون ، نی ، طبل و ... آورده است که در نقاشیهای قدیمی ایرانی آمده¬اند. وی در جایی دیگر می¬نویسد : «سابقه ي کمانچه به دوران باستان می¬رسد. در تابلوی نقاشی تالار چهل ستون اصفهان که از دوره¬ی صفویه بجای مانده است، یکی از نوازندگان هنگام نواختن این ساز مشاهده می¬شود. کمانچه درقدیم سه سیم داشته است و پس از ورود ویولن به ایران از اروپا که در دوره مظفر الدین شاه اتفاق افتاد سیم چهارمی به آن افزوده اند.» «كمانچه در تعداد زيادي از رسالات و نسخ خطيِ فارسيِ موسيقي چه متقدمين و چه متاخرين نام برده شده است. با توجه به اين كه عنوان كمانچه در مجمل الحكمه (ترجمه ي فارسي اجمالي/ اخوان الصفا مربوط به قرن چهارم ه.ق/10 م) و نيز اشجار و اثمار (تاليف 686 ه.ق/ 1288 م) از علاء الدين عليشاه بن محمد بن قاسم الخوارزمي البخاري آمده است، اين ساز قدمت زيادي دارد.» (محمدتقي مسعوديه-سازهاي ايران) «ابن فقیه نخستین کسی است که در اوایل سده سوم هجری در اثار خود از کلمه و ساز کمانچه نام می برد و می گوید این ساز در نواحی مصر و سند مورد استفاده بسیار بوده است .» (مهدی فروغ – مجله موسیقی شماره 9- اردیبهشت 1336) «اما کمانچه و آن از آلات مجروره است وبعضی کاسه ي آن را از پوست جوز هندی سازند و بر آن موي كشند و بعضی کاسه ي آن را از چوب تراشند و بر آن از ابریشم بندند و البته بر روی آن پوستی کشند که آن پوست دل گاو باشد و آن را با کمانه در عمل آورند .» (عبدالقادر بن غيبي الحافظ المراغي- مقاصدالالحان) به هر حال، اقوال مختلفي از پيشينه ي كمانچه وجود دارد، به طوري كه مسعوديه در كتاب "سازهاي ايران" مي نويسد: «در رساله ي موسيقي از حاجي حسين ظهيري اصفهاني و اسرار چهارم سيوم در دانش فن موسيقي قيچك و كمانچه ساز واحدي به شمار آمده است.» البته در نوشته هاي معاصرين نيز به نوعي مشابهِ چنين مطالبي يافت مي شود؛روح اله خالقی در جلد اول "سرگذشت موسیقی ایران"، کمانچه را تکامل یافته¬ی رباب می¬نامد: «ساز اخیر (رباب) که اول دو سیم داشته و بعدها یک سیم دیگر به آن اضافه شده و با کمانه به صدا درآمده و همان است که ما امروز کمانچه می گوییم.» و در همین جا اضافه می¬کند:« از دوره¬ی صفویه به بعد کمانچه یکی از ارکان موسیقی ایران به شمار آمده است.»ساسان سپنتا درکتاب "چشم انداز موسیقی ایران " نام کمانچه را درکنار سازهای دیگر، ازقبیل عود، تنبور، چنگ ، قانون ، نی ، طبل و ... آورده است که در نقاشیهای قدیمی ایرانی آمده¬اند. وی در جایی دیگر می¬نویسد : «سابقه ي کمانچه به دوران باستان می¬رسد. در تابلوی نقاشی تالار چهل ستون اصفهان که از دوره¬ی صفویه بجای مانده است، یکی از نوازندگان هنگام نواختن این ساز مشاهده می¬شود. کمانچه درقدیم سه سیم داشته است و پس از ورود ویولن به ایران از اروپا که در دوره مظفر الدین شاه اتفاق افتاد سیم چهارمی به آن افزوده اند.»