قيچک بم


پیشینه

بنا بر روایت استاد ابراهیم قنبری مهر قیچک بم حدود ۵۰ سال پیش به منظور پر کردن خلا صدای بم در ارکستر سازهای ملی در کارگاه سازسازی فرهنگ و هنر طراحی و ساخته شد. قیچک بم از سازهای زهی آرشه ای مقید است که در ساخت آن، چوب، پوست و فلز بکار میرود. هنگام نوازندگی، قیچک را نشسته به صورت عمودی با دست چاپ نگاه می دارند و با دست راست آرشه را به صورت افقی، در حرکات رفت و برگشت، بر سیم های آن می کشند. پایه این ساز بر روی زمین قرار می گیرد. طول این ساز حدود 96 سانتیمتر است و آن عبارتند از کاسه، دسته و سرپنجه.


سازشناسي

1. سرپنجه:
جعبه تو خالیست از جنس چوب و در ابتدای طول دسته که مجموعا چهار گوشی، به تعداد سیم ها، دو به دو در طرفین آن قرار دارند و در انتها تاج قیچک است با خمیدگی رو به عقب که از همان جنس چوب دسته است.

2. گوشی ها: قیچک ۴ عدد گوشی از جنس چوب، به تعداد سیم های ساز و به صورت میخ سر پهن دارد که دو به دو در طرفین سرپنجه قرار دارند. هر سیم در داخلی جعبه ی سر پنجه به انتهای باریک تر گوشی بسته نی شود. قسمت پهن تر گوشی، بیرون از جعبه ی سرپنجه قرار دارد و با دست چاپ نوازنده برای کوک کردن ساز به راست و چاپ گردانده می شود.

3. شیطانک: قطعه چوب باریک و کم ارتفاعی ست به عرض دسته ی ساز ما بین سرپنجه و دسته قرار دارد و سیم ها از درون شیار های کم عمق آن عبور میکنند و به طرف گوشی ها می روند.

4. دسته: جنس دسته قیچک معمولا از همان چوب بدنه است. دسته این ساز کوتاه است و از یک طرف به قسمت بزرگ تر ساز و از طرف دیگر به سرپنجه متصل است.

5. کاسه طنینی: بدنه ی اصلی قیچک بم از چوب دو تکه و معمولا توت، افرا یا چوب های محکم دیگر ساخته میشود. کاسه ی طنینی، حجیم است و دو فرورفتگی بزرگ در طرفین ، آن را به دو قسمت بزرگتر و کوچک تر تقسیم می کند، قسمت کوچک تر در پایین ساز قرار دارد و بر دهانه آن پوست کشیده میشود و خرک روی پوست آن قرار می گیرد. دهانه ی قسمت بزرگ تر باز است و دسته تا روی نیمی از آن ادامه می یابد.

6. پوست: معمولا از پوست گوسفند یا بز استفاده می شود.

7. خرک: خرک قیچک بم از جنس چوب و به ارتفاع تقریبی 5 سانتی متر است که با دو پایه ی کوچک خود روی پوست کاسه ی کوچک تر قرار می گیرد و سیم ها از روی شیارهای آن عبور می کنند.


8. سیم گیر: قطعه ای ست کوچک از جنس چوب یا فلز که در انتهای بدنه ی کاسه نصب و یک سر گره دار سیم به آن بسته می شود.

9. تعداد و جنس سیم ها: قیچک باس دارای ۴ سیم از جنس فلز است. طول سیم ها در قیچک باس از سیم گیر تا شیطانک حدود 70-68سانتی متر است.

10. پایه: پایه همان ميله اي فلزی است که به وسیله ي پیچی که در پائین کاسه قرار دارد می تواند توسط نوازنده،کوتاه و بلند شود. اندازه ي آن نیز حدود 60 سانتیمتر است. در هنگام نواختن، پایه بر روی زمین قرار می گیرد.

- نقشه قیچک بم بر اساس اولین نمونه های ساخته شده در کارگاه فرهنگ و هنر
سرپنجه این ساز زیر نظر استاد قنبری مهر دوباره طرّاحی و باز سازی شده است.



«كمانچه در تعداد زيادي از رسالات و نسخ خطيِ فارسيِ موسيقي چه متقدمين و چه متاخرين نام برده شده است. با توجه به اين كه عنوان كمانچه در مجمل الحكمه (ترجمه ي فارسي اجمالي/ اخوان الصفا مربوط به قرن چهارم ه.ق/10 م) و نيز اشجار و اثمار (تاليف 686 ه.ق/ 1288 م) از علاء الدين عليشاه بن محمد بن قاسم الخوارزمي البخاري آمده است، اين ساز قدمت زيادي دارد.» (محمدتقي مسعوديه-سازهاي ايران) «ابن فقیه نخستین کسی است که در اوایل سده سوم هجری در اثار خود از کلمه و ساز کمانچه نام می برد و می گوید این ساز در نواحی مصر و سند مورد استفاده بسیار بوده است .» (مهدی فروغ – مجله موسیقی شماره 9- اردیبهشت 1336) «اما کمانچه و آن از آلات مجروره است وبعضی کاسه ي آن را از پوست جوز هندی سازند و بر آن موي كشند و بعضی کاسه ي آن را از چوب تراشند و بر آن از ابریشم بندند و البته بر روی آن پوستی کشند که آن پوست دل گاو باشد و آن را با کمانه در عمل آورند .» (عبدالقادر بن غيبي الحافظ المراغي- مقاصدالالحان) به هر حال، اقوال مختلفي از پيشينه ي كمانچه وجود دارد، به طوري كه مسعوديه در كتاب "سازهاي ايران" مي نويسد: «در رساله ي موسيقي از حاجي حسين ظهيري اصفهاني و اسرار چهارم سيوم در دانش فن موسيقي قيچك و كمانچه ساز واحدي به شمار آمده است.» البته در نوشته هاي معاصرين نيز به نوعي مشابهِ چنين مطالبي يافت مي شود؛روح اله خالقی در جلد اول "سرگذشت موسیقی ایران"، کمانچه را تکامل یافته¬ی رباب می¬نامد: «ساز اخیر (رباب) که اول دو سیم داشته و بعدها یک سیم دیگر به آن اضافه شده و با کمانه به صدا درآمده و همان است که ما امروز کمانچه می گوییم.» و در همین جا اضافه می¬کند:« از دوره¬ی صفویه به بعد کمانچه یکی از ارکان موسیقی ایران به شمار آمده است.»ساسان سپنتا درکتاب "چشم انداز موسیقی ایران " نام کمانچه را درکنار سازهای دیگر، ازقبیل عود، تنبور، چنگ ، قانون ، نی ، طبل و ... آورده است که در نقاشیهای قدیمی ایرانی آمده¬اند. وی در جایی دیگر می¬نویسد : «سابقه ي کمانچه به دوران باستان می¬رسد. در تابلوی نقاشی تالار چهل ستون اصفهان که از دوره¬ی صفویه بجای مانده است، یکی از نوازندگان هنگام نواختن این ساز مشاهده می¬شود. کمانچه درقدیم سه سیم داشته است و پس از ورود ویولن به ایران از اروپا که در دوره مظفر الدین شاه اتفاق افتاد سیم چهارمی به آن افزوده اند.» «كمانچه در تعداد زيادي از رسالات و نسخ خطيِ فارسيِ موسيقي چه متقدمين و چه متاخرين نام برده شده است. با توجه به اين كه عنوان كمانچه در مجمل الحكمه (ترجمه ي فارسي اجمالي/ اخوان الصفا مربوط به قرن چهارم ه.ق/10 م) و نيز اشجار و اثمار (تاليف 686 ه.ق/ 1288 م) از علاء الدين عليشاه بن محمد بن قاسم الخوارزمي البخاري آمده است، اين ساز قدمت زيادي دارد.» (محمدتقي مسعوديه-سازهاي ايران) «ابن فقیه نخستین کسی است که در اوایل سده سوم هجری در اثار خود از کلمه و ساز کمانچه نام می برد و می گوید این ساز در نواحی مصر و سند مورد استفاده بسیار بوده است .» (مهدی فروغ – مجله موسیقی شماره 9- اردیبهشت 1336) «اما کمانچه و آن از آلات مجروره است وبعضی کاسه ي آن را از پوست جوز هندی سازند و بر آن موي كشند و بعضی کاسه ي آن را از چوب تراشند و بر آن از ابریشم بندند و البته بر روی آن پوستی کشند که آن پوست دل گاو باشد و آن را با کمانه در عمل آورند .» (عبدالقادر بن غيبي الحافظ المراغي- مقاصدالالحان) به هر حال، اقوال مختلفي از پيشينه ي كمانچه وجود دارد، به طوري كه مسعوديه در كتاب "سازهاي ايران" مي نويسد: «در رساله ي موسيقي از حاجي حسين ظهيري اصفهاني و اسرار چهارم سيوم در دانش فن موسيقي قيچك و كمانچه ساز واحدي به شمار آمده است.» البته در نوشته هاي معاصرين نيز به نوعي مشابهِ چنين مطالبي يافت مي شود؛روح اله خالقی در جلد اول "سرگذشت موسیقی ایران"، کمانچه را تکامل یافته¬ی رباب می¬نامد: «ساز اخیر (رباب) که اول دو سیم داشته و بعدها یک سیم دیگر به آن اضافه شده و با کمانه به صدا درآمده و همان است که ما امروز کمانچه می گوییم.» و در همین جا اضافه می¬کند:« از دوره¬ی صفویه به بعد کمانچه یکی از ارکان موسیقی ایران به شمار آمده است.»ساسان سپنتا درکتاب "چشم انداز موسیقی ایران " نام کمانچه را درکنار سازهای دیگر، ازقبیل عود، تنبور، چنگ ، قانون ، نی ، طبل و ... آورده است که در نقاشیهای قدیمی ایرانی آمده¬اند. وی در جایی دیگر می¬نویسد : «سابقه ي کمانچه به دوران باستان می¬رسد. در تابلوی نقاشی تالار چهل ستون اصفهان که از دوره¬ی صفویه بجای مانده است، یکی از نوازندگان هنگام نواختن این ساز مشاهده می¬شود. کمانچه درقدیم سه سیم داشته است و پس از ورود ویولن به ایران از اروپا که در دوره مظفر الدین شاه اتفاق افتاد سیم چهارمی به آن افزوده اند.»