قيچک آلتو


پیشینه

قیچک از سازهای زهی آرشه ای مقید است که در ساخت آن، چوب، پوست و فلز بکار میرود. این ساز در موسیقی نواحی ایران استفاده می شود "دربرخی دیوان های شاعران قدیم ایران، برخاز متن های منثور و برخی از رساله های دوره ی اسلامی، این سازبه صورت های غژک، غزک غچک(قچک)و غژ آمده است و می توان فهمید که این سازاز سازهای رایج در ایران قدیم بوده است." طی نیم قرن گذشته با تغییراتی در گروه نوازی ساز های ملی نیز متداول شده است که آن را قیچک شهری می نامند. هنگام نوازندگی، قیچک را نشسته به صورت عمودی با دست چپ نگه می دارند و با دست راست آرشه را به صورت افقی، در حرکات رفت و برگشت، بر سیم های آن می کشند. طول این ساز حدود 60 سانتیمتر است و اجزای اصلی آن عبارتند از کاسه، دسته و سرپنجه.

سازشناسي

1. سرپنجه:
این قسمت شامل لانه ی کوک، جعبه ی گوشی ها و سر تاج است که به طور یکپارچه متصل به دسته و کاسه است. لانه ی کوک جعبه کوچک تو خالیست از جنس چوب و در ابتدای طول دسته که در مجموع چهار گوشی، به تعداد سیم ها، دو به دو در طرفین آن قرار دارند و در انتها تاج قیچک است با خمیدگی رو به عقب که از همان جنس چوب دسته است.

2. گوشی ها: قیچک ۴ عدد گوشی از جنس چوب، به تعداد سیم های ساز و به صورت میخ سر پهن دارد که دو ه دو در طرفین سرپنجه قرار دارند. هر سیم در داخلی جعبه ی سر پنجه به انتهای باریک تر گوشی بسته نی شود. قسمت پهن تر گوشی، بیرون از جعبه ی سرپنجه قرار دارد و با دست چاپ نوازنده برای کوک کردن ساز به راست و چاپ گردانده می شود.

3. شیطانک: قطعه چوب باریک و کم ارتفاعی ست به عرض دسته ی ساز که ما بین سرپنجه و دسته قرار دارد و سیم ها از درون شیار های کم عمق آن عبور میکنند و به طرف گوشی ها می روند.

4. دسته: جنس دسته قیچک معمولاً از همان چوب بدنه است که به صورت یک تکه با بدنه تراشیده می شود. دسته این ساز کوتاه است و از یک طرف به قسمت بزرگ تر ساز و از طرف دیگر به سرپنجه متصل است. قیچک فاقد دستان بندی ست و تمام ریزپرده های موسیقی ایرانی بر روی آن قابل اجراست.

5. کاسه طنینی: بدنه ی اصلی قیچک از چوب یک تکه و معمولا گردو، توت یا چوب های محکم دیگر ساخته میشود. کاسه ی طنینی، حجیم است و دو فرورفتگی بزرگ در طرفین، آن را به دو قسمت بزرگتر و کوچک تر تقسیم می کند، قسمت کوچک تر در پین ساز قرار دارد و بر دهانه آن پوست کشیده میشود و خرک روی پوست آن قرار می گیرد. دهانه ی قسمت بزرگ تر باز است و دسته تا روی نیمی از آن ادامه می یابد.

6. پوست: معمولاً از پوست گوسفند استفاده می شود.

7. خرک: خرک قیچک از جنس چوب به ارتفاع تقریبی ۲ سانتی متر است که با دو پایه ی کوچک خود روی پوست کاسه ی کوچک تر قرار می گیرد و سیم ها از روی شیارهای آن عبور می کنند.

8. تعداد و جنس سیم ها: قیچک دارای ۴ سیم از جنس فلز است که چهارمین سیم، روکش دار و ضخیم تر است. طول سیم ها در قیچک معمولی از سیم گیر تا شیطانک حدود 50 سانتی متر است.

9. سیم گیر: قطعه ای ست کوچک از جنس چوب یا فلز که در انتهای بدنه ی کاسه نصب و یک سر گره دار سیم به آن بسته می شود.
10. آرشه: از کمانه (کمانه ی کمانچه) و یا آرشة ویلن استفاده می شود.






«كمانچه در تعداد زيادي از رسالات و نسخ خطيِ فارسيِ موسيقي چه متقدمين و چه متاخرين نام برده شده است. با توجه به اين كه عنوان كمانچه در مجمل الحكمه (ترجمه ي فارسي اجمالي/ اخوان الصفا مربوط به قرن چهارم ه.ق/10 م) و نيز اشجار و اثمار (تاليف 686 ه.ق/ 1288 م) از علاء الدين عليشاه بن محمد بن قاسم الخوارزمي البخاري آمده است، اين ساز قدمت زيادي دارد.» (محمدتقي مسعوديه-سازهاي ايران) «ابن فقیه نخستین کسی است که در اوایل سده سوم هجری در اثار خود از کلمه و ساز کمانچه نام می برد و می گوید این ساز در نواحی مصر و سند مورد استفاده بسیار بوده است .» (مهدی فروغ – مجله موسیقی شماره 9- اردیبهشت 1336) «اما کمانچه و آن از آلات مجروره است وبعضی کاسه ي آن را از پوست جوز هندی سازند و بر آن موي كشند و بعضی کاسه ي آن را از چوب تراشند و بر آن از ابریشم بندند و البته بر روی آن پوستی کشند که آن پوست دل گاو باشد و آن را با کمانه در عمل آورند .» (عبدالقادر بن غيبي الحافظ المراغي- مقاصدالالحان) به هر حال، اقوال مختلفي از پيشينه ي كمانچه وجود دارد، به طوري كه مسعوديه در كتاب "سازهاي ايران" مي نويسد: «در رساله ي موسيقي از حاجي حسين ظهيري اصفهاني و اسرار چهارم سيوم در دانش فن موسيقي قيچك و كمانچه ساز واحدي به شمار آمده است.» البته در نوشته هاي معاصرين نيز به نوعي مشابهِ چنين مطالبي يافت مي شود؛روح اله خالقی در جلد اول "سرگذشت موسیقی ایران"، کمانچه را تکامل یافته¬ی رباب می¬نامد: «ساز اخیر (رباب) که اول دو سیم داشته و بعدها یک سیم دیگر به آن اضافه شده و با کمانه به صدا درآمده و همان است که ما امروز کمانچه می گوییم.» و در همین جا اضافه می¬کند:« از دوره¬ی صفویه به بعد کمانچه یکی از ارکان موسیقی ایران به شمار آمده است.»ساسان سپنتا درکتاب "چشم انداز موسیقی ایران " نام کمانچه را درکنار سازهای دیگر، ازقبیل عود، تنبور، چنگ ، قانون ، نی ، طبل و ... آورده است که در نقاشیهای قدیمی ایرانی آمده¬اند. وی در جایی دیگر می¬نویسد : «سابقه ي کمانچه به دوران باستان می¬رسد. در تابلوی نقاشی تالار چهل ستون اصفهان که از دوره¬ی صفویه بجای مانده است، یکی از نوازندگان هنگام نواختن این ساز مشاهده می¬شود. کمانچه درقدیم سه سیم داشته است و پس از ورود ویولن به ایران از اروپا که در دوره مظفر الدین شاه اتفاق افتاد سیم چهارمی به آن افزوده اند.» «كمانچه در تعداد زيادي از رسالات و نسخ خطيِ فارسيِ موسيقي چه متقدمين و چه متاخرين نام برده شده است. با توجه به اين كه عنوان كمانچه در مجمل الحكمه (ترجمه ي فارسي اجمالي/ اخوان الصفا مربوط به قرن چهارم ه.ق/10 م) و نيز اشجار و اثمار (تاليف 686 ه.ق/ 1288 م) از علاء الدين عليشاه بن محمد بن قاسم الخوارزمي البخاري آمده است، اين ساز قدمت زيادي دارد.» (محمدتقي مسعوديه-سازهاي ايران) «ابن فقیه نخستین کسی است که در اوایل سده سوم هجری در اثار خود از کلمه و ساز کمانچه نام می برد و می گوید این ساز در نواحی مصر و سند مورد استفاده بسیار بوده است .» (مهدی فروغ – مجله موسیقی شماره 9- اردیبهشت 1336) «اما کمانچه و آن از آلات مجروره است وبعضی کاسه ي آن را از پوست جوز هندی سازند و بر آن موي كشند و بعضی کاسه ي آن را از چوب تراشند و بر آن از ابریشم بندند و البته بر روی آن پوستی کشند که آن پوست دل گاو باشد و آن را با کمانه در عمل آورند .» (عبدالقادر بن غيبي الحافظ المراغي- مقاصدالالحان) به هر حال، اقوال مختلفي از پيشينه ي كمانچه وجود دارد، به طوري كه مسعوديه در كتاب "سازهاي ايران" مي نويسد: «در رساله ي موسيقي از حاجي حسين ظهيري اصفهاني و اسرار چهارم سيوم در دانش فن موسيقي قيچك و كمانچه ساز واحدي به شمار آمده است.» البته در نوشته هاي معاصرين نيز به نوعي مشابهِ چنين مطالبي يافت مي شود؛روح اله خالقی در جلد اول "سرگذشت موسیقی ایران"، کمانچه را تکامل یافته¬ی رباب می¬نامد: «ساز اخیر (رباب) که اول دو سیم داشته و بعدها یک سیم دیگر به آن اضافه شده و با کمانه به صدا درآمده و همان است که ما امروز کمانچه می گوییم.» و در همین جا اضافه می¬کند:« از دوره¬ی صفویه به بعد کمانچه یکی از ارکان موسیقی ایران به شمار آمده است.»ساسان سپنتا درکتاب "چشم انداز موسیقی ایران " نام کمانچه را درکنار سازهای دیگر، ازقبیل عود، تنبور، چنگ ، قانون ، نی ، طبل و ... آورده است که در نقاشیهای قدیمی ایرانی آمده¬اند. وی در جایی دیگر می¬نویسد : «سابقه ي کمانچه به دوران باستان می¬رسد. در تابلوی نقاشی تالار چهل ستون اصفهان که از دوره¬ی صفویه بجای مانده است، یکی از نوازندگان هنگام نواختن این ساز مشاهده می¬شود. کمانچه درقدیم سه سیم داشته است و پس از ورود ویولن به ایران از اروپا که در دوره مظفر الدین شاه اتفاق افتاد سیم چهارمی به آن افزوده اند.»